گفت و گو با شیطان!
به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد.پرسیدم: «چرا می خندی؟»پاسخ داد: «از حماقت تو خنده ام می گیرد»پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز»«مَن اَحَبَّ اَن یَعلَمَ اَقُبِلَت صَلاتُهُ اَم لَم تُقبَل؟ فَلیَنظُرُ: هَل مَنِعَت صَلاتُهُ عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَرِ؟ فَبِقَدرِ ما مَنَعَتهُ قُبَلَت مِنهُ!»؛ «هر کس دوست دارد، بداند نمازش قبول شده یا نه، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز می دارد یا نه؟ پس به هر اندازه که نمازش او را از گناه باز بدارد، به همان مقدار نمازش قبول واقع شده است» (ترجمه المیزان، ج 16، ص 211) |
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط هم ولایتی SH
|
با سلام و خیرمقدم