دشتسون
اینجو که خونمه خاکِ دشتسون ِ به خدا
آقای محمد غلامی ـ متولد سال ۱۳۴۲ - اهل بنار آبشیرین دشتستان و دبیرادبیات مدارس دشتستان است.او چند سالی هم در روستای زیارت به تدریس مشغول بود.وی در قالبهای کلاسیک، نیمایی و سپید و نیز به گویش محلی شعر میسراید. مجموعه شعر او به نام «ریشههای روز» شامل اشعار سپید و کلاسیک در سال۱۳۷۵ از سوی انتشارات پروین منتشر شده است . درزیر یکی ازاشعار ایشان را محضرتان عرضه می داریم:
دشتسون
دشتسون تا هُفه ریزی نزنه جون نمی یا
غلــّه یل کاشتن ِپاک، مِی سی چه بارون نمی یا ؟
قوس وعقرو خو رداوی،چله و حوت خو رسی
غیرِ بُوشـُحم و کـُلـُم بو تـُو بیابون نمی یا
ای خدا ای نزنی بارونی تا چَن روزِ دِ
خوت می فهمی دیه غلــّه گیرمو دون نمی یا
ای نبو بارون ِگـُت گـُت سرِ شُوم تاشفقی
تـَرت وپاچال نمی یا بَنـّه و کاپون نمی یا
اِی نبوهیچ برکت از تو تـُوای کارِ زرات
گیرِاوآدم ِگـُشنِی تـُو ولات نون نمی یا
اِی بخوا باز همی گَردِی بمونه خُشک و پتی
علف و غلــّه و گل دورِ برازگون نمی یا
بنار – آذر1369
دشتسون تا هُفه ریزی نزنه جون نمی یا
غلــّه یل کاشتن ِپاک، مِی سی چه بارون نمی یا ؟
قوس وعقرو خو رداوی،چله و حوت خو رسی
غیرِ بُوشـُحم و کـُلـُم بو تـُو بیابون نمی یا
ای خدا ای نزنی بارونی تا چَن روزِ دِ
خوت می فهمی دیه غلــّه گیرمو دون نمی یا
ای نبو بارون ِگـُت گـُت سرِ شُوم تاشفقی
تـَرت وپاچال نمی یا بَنـّه و کاپون نمی یا
اِی نبوهیچ برکت از تو تـُوای کارِ زرات
گیرِاوآدم ِگـُشنِی تـُو ولات نون نمی یا
اِی بخوا باز همی گَردِی بمونه خُشک و پتی
علف و غلــّه و گل دورِ برازگون نمی یا
بنار – آذر1369
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۹ ساعت توسط هم ولایتی SH
|
با سلام و خیرمقدم